چند رد پا از من

یادداشت های شخصی سید وحید سمنانی

چند رد پا از من

یادداشت های شخصی سید وحید سمنانی

چند رد پا از من
بیت هفته

93/01/16

با بهار آمد، اتفاق افتاد

‏ آمدی که شبیه رفتن بود!

..::آرشیو بیت‏های هفتگی ::..

یادداشت اختصاصی برای شهرستان ادب:

    نمایشگاه کتاب تهران از پر بازدیدترین نمایشگاه‌های کتاب دنیاست با این حال کارشناسان وضعیت کتابخوانی در کشور را مناسب نمی‌دانند. این رابطة پارادوکس‌گونه تنها در این جا برقرار نیست. معمولا در چند سال اخیر مجموعه‌های شعر معاصر از پر فروش‌ترین کتاب‌های این نمایشگاه هستند اما شگفت اینجاست که سطح ادبی اغلب این آثار در وضعیت مناسبی قرار ندارد و اغلب این آثار پرفروش در مقایسه با آثار فخیم و متعالی‌تر ارائه شده در نمایشگاه از نظر قوت ادبی، بیشتر متوسط‌ و گاه حتی ضعیف‌اند. حال پرسش اساسی اینجاست که چه عواملی موجبات نزول پسند مخاطب را فراهم آورده است؟ آیا مشکل فقدان شعر اصیل-در معنای حقیقی آن- است؟ آیا مخاطب شعر امروز حوصله‌اش را برای تأمل و غور در کلمات و کشف زوایای پنهان مضامین برآمده از اجتماع ذوق، تکنیک و عاطفه از دست داده است؟ شکی نیست که با بررسی احوال شعر در آیینة تاریخ ادبیات به این نتیجه خواهیم رسید که عرصة عرضه و تقاضا در دنیای شعر هیچگاه از مخاطبان ساده‌پسند و شاعران مخاطب‌پرست! خالی نبوده است. با این وجود یکی از دلایلی که امروزه موجب دامن‌زدن به جریان ساده‌سرایی تا سطح مخاطب‌‌پرستی شده فراگیری و همگانی شدن ابزار حضور در فضاهای مجازی است. این فضا تقریبا مجال انتخابی برای کاربر باقی نمی‌گذارد و با هجوم نوشته‌های ضعیف در کسوت شعر، رفته‌رفته ذوق مخاطب تحلیل رفته و با تنبلی ذوق چیزی از رغبت ذاتی مخاطب در تأمل و کشف لایه‌های درونی کلام باقی نمی‌ماند. از طرف دیگر بسیاری از شاعران نیز به خیال این که از عرصة ادبیات فعال روز کنار نمانند ارتفاع معانی کلام و تولیدات خود را تا سطح میزان پسند این دست از مخاطبان پایین می‌آورند. این امر اتفاقی تازه نیست و در چنین فضایی ضمن به وجود آمدن چرخه‌ای معیوب در فضای فعال – اما بیمار- ادبی، به چاپ چندم رسیدن کتاب‌هایی با سطوحی در حد ابتذال ادبی امر چندان شگفتی نیست؛ زیرا این قبیل نوشته‌ها پیش از انتشار در فضاهای مجازی دست به دست گشته‌اند و راه خود را برای جلب نظر مخاطبان خویش باز کرده‌اند.


با این توصیف یک شاعر واقعی چه باید بکند؟ آیا سرودن شعر فخیم و پر مایه برای ارضای نیاز‌های روحی شاعران کافی است؟

  • سید وحید سمنانی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سومین جلسه از سلسله جلسات «نقد شعر جوان» چندی پیش با محوریت مجموعه شعر «به زبان مادری» علی‌اصغر شیری در خبرگزاری تسنیم برگزار شد. در این جلسه شاعران و منتقدانی نظیر ناصر فیض، سید وحید سمنانی و سید اکبر میرجعفری به بیان نظرات خود پیرامون کتاب «به زبان مادری» خواهند پرداختند.


کتاب «به زبان مادری» اولین کتاب علی‌اصغر شیری، شاعر جوان و آینده‌دار کشور است که در قالب غزل توسط انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده است.


این مجموعه شامل غزل‌های از علی‌اصغر شیری است که با موضوعات مختلف سروده شده است. زبان سالم و روان و جستجوی مضامین تازه از ویژگی‌های اصلی اشعار علی‌اصغر شیری است.


وی در سال 1364 در شهرستان ماهشان زنجان متولد شد، از کودکی به قم رفته و در آنجا به زندگی و تحصیل پرداخت. تحصیلات دانشگاهی او در رشته ادبیات و زبان فارسی بود و تقریبا از همان زمان سرودن شعر را نیز به طور جدی در پیش گرفت. در شعرهایش به باورهای سنتی و آیینی مردم این سرزمین عنایت خاصی دارد؛ غزل گونه محبوب او در شعر محسوب می شود. گفتی‌ست شیری در جشنواره‌های سراسری و منطقه‌ای گوناگونی شرکت داشته و بارها نیز موفق به کسب جایزه شده است. او در سال 1389 در حوزه شعر دفاع مقدس برنده جایزه نخست سراسری شد.


در بخش اول این میزگرد ناصر فیض نظرات خود را در مورد کتاب و آثار این شاعر بیان کرد. در ادامه بخش دوم گفت‌و‌گو‌های سید اکبر میرجعفری و ناصرفیض منتشر شد و اکنون هم بخش سوم این میزگرد به صحبت‌های سیدوحید سمنانی اختصاص دارد که البته میرجعفری و فیض نیز بخشی دیگر از نقد‌های خود را در این قسمت مطرح کرده‌اند که آن را در ادامه می‌خوانید.


جلسه ی نقد

  • سید وحید سمنانی

چند روز پیش، یعنی چهارم آذر 94 توفیقی شد تا برای حضور در کارگاه بررسی شعر آیینی سفری به بیرجند داشته باشم. پیش از این نیز یکبار میهمان مهربانی‌های مردم خون‌گرم و ادب‌دوست این خطة کویری بودم.

بی‌اغراق این سفر از بهترین و خاطره‌انگیزترین سفرهایی بود که به بهانة شعر در طول مدت شاعری ‌برایم پیش آمده بود. شاعران خون‌گرم و مهربان آنجا خود از فضل و دانش ادبی بهره‌ای درخور داشتند اما حرمت میهمانشان را بسیار داشتند و مشتاقانه حرف‌هایش را به گوش جان ‌می‌شنیدند.

مجالی دست نداد تا با استاد ناقوس، جناب سرهنگ پیام یوسفی و دکتر واعظی بزرگوار عکسی به یادگار بیاندازم. اما این عکس‌ها را در شهر خوسف و میدانی که مجسمه مولانا حسام‌الدین خوسفی در آن بود با عزیز مهربان جناب آقای دکتر رحیمی به یادگار انداختم تا همیشه به یاد داشته باشم نخستین سلفی عمرم را با بزرگواری به خاطره سپردم که مرا به خوسف برد تا مزار مولانا را زیارت کنم. ایشان در حالی که پاسی از نیمه شب گذشته بود مرا به بیرجند برگرداند تا از پرواز به غربتکدة تهران باز نمانم.

دیدار دوباره‌شان را آرزو می‌کشم. طبعشان روان و دلشان گرم از عشق و عرفان باد!

سفرسفر


  • سید وحید سمنانی

شهرستان ادب به نقل از خراسان: سید وحید سمنانی شاعر و پژوهشگر به تازگی یادداشتی بر کتاب «واژگان واژگون» سرودۀ محمدرضا طهماسبی نوشته است که با قدری تلخیص در روزنامۀ خراسان منتشر شده است. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‎خوانید.

واژگان واژگون

چند گامی نزدیک‎تر به مخاطب

این روزها جشنواره‌ها و جوایز ادبی نقش جا افتاده و تقریبا ثابتی در تقویم زندگی ادبا و شعرا دارد. اینکه تا چه میزان برگزاری این برنامه‌ها با اهداف آنها مطابقت می‌کند جای نقد دارد اما حقیقت این است که یکی از مهمترین دستاوردهای این برنامه‌ها در کنار معرفی چهره‌های برتر و نوظهور،‌ نشان دادن چکیده‌ای از جریان‌های پویای ادبی روزگار است.

هرچند نمی‌توان جشنواره و جوایز ادبی را یکسره خالی از آفت دانست اما شکی نیست که این برنامه‌ها در سمت و سو دادن و معرفی جریان‌های ادبی بسیار موثر بوده است.

چند سالی است که عادت کرده‌ایم پس از اعلام نتایج چنین مراسمی، بیش از عرض تبریک و آفرین، گوشمان را آمادة شنیدن صدای معترض دیگر شاعران کنیم! کسانی که چون به نظر داوران ننشسته­اند، جز تخطئه برنامه­ها و اعتراض کار دیگری نمی­کنند.

اگرچه پایه و مایة این اعتراض‌ها گاه خالی از حقیقت نیست اما با فراگیر شدن صداهایی همیشه معترض - که خالی از هیاهوهای تبلیغاتی و  کلیشه‌ای نیستند- اثرگذاری خود را تا حدود زیادی از دست داده‌اند.

با مرور کتاب واژگان واژگون و کتاب‌های منتشر شدة شعر در سال 92 -93 درمی‌یابیم که انتخاب این کتاب به عنوان کتاب شایستة تقدیر جایزة ‌ادبی کتاب سال،‌ خالی از هرگونه حمایت و بازی‌های پشت پرده بوده است. چنانچه قدرت اشعار این کتاب موجب شده تا انتخاب آن با هیچ اعتراضی همراه نباشد!


به بهانة این انتخاب نگاهی می‌اندازیم به فراز و فرود این مجموعة شعر.

  • سید وحید سمنانی

میان فرصت دیوار و مرگ منظره‌ها 

چه طرف بسته‌ام از پلک باز پنجره‌ها؟

قفس سروده‌ی بلبل چقدر دلگیر است 

خوشا ترانه‌ی بی‌پرده مثل زنجره‌ها 

از ارتفاع تو گفتن برای ما سخت است 

برای ما که نشستیم روی سرسره‌ها 

چقدر فاصله داریم تا تو، تا باور

که سحر مانده بادیم و رقص فرفره‌ها 

بخواه بغض غزل‌ها تو را صدا بزند 

بخواه سرمه بپاشند روی حنجره‌ها 

کنار کار و سحر ندبه نیز تعطیل است 

عجب حکایت تلخی است قفل کرکره‌ها

تو می‌رسی ولی از نور، کوله بارت نور

و می ‌هی شب بی‌ماه را به خاطره‌ها 


  • سید وحید سمنانی

نشانده‌ام وسط روز تار ماهم را 

که بشکند به نگاهی شب سیاهم را 

سپرده ماه به تقویم روشنایی‌ها 

به صبح خاطره شب‌های سال و ماهم را 

چگونه چشم من آیا تو را صدا نزند؟

که عاشقانه گلو می‌دهی نگاهم را 

بخواه سمت رسیدن چراغ بردارم

بریده‌ام به نگاه تو راه و چاهم را 

که بی‌نگاه تو گلدان خانه پاییز است

تو پلک می‌زنی اما گل و گیاهم را 

دچار جاذبه تقدیر سیب معلوم است 

به کهربایی عشق تو داده کاهم را 

تو ماه بیت منی! خانه با تو زیبا شد

وگرنه چادر شب خیمه‌ای است آهم را 


  • سید وحید سمنانی

نشست نقد و بررسی مجموعه شعر «دلقک و شاعر دربار» سروده‌ی اسماعیل امینی، با حضور ساعد باقری، ناصر فیض، مصطفی علی‌پور و جمعی از دوست‌داران شعر و ادبیات برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نشست نقد و بررسی کتاب «دلقک و شاعر دربار» سروده‌ی اسماعیل امینی عصر سه شنبه 10 شهریور 1394 با حضور ساعد باقری، ناصر فیض، مصطفی علی‌پور و  جمعی از دوست‌داران شعر و ادبیات به همت موسسه‌ی شهرستان ادب و همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگ‌سرای سرو برگزار شد.

سید وحید سمنانی مجری و کارشناس شعر جلسه را با خوانش غزلی  از کتاب «دلقک و شاعر دربار» با مطلع «غروب است و در شهر بی‌شادی و بی‌ترانه / غروب است گنجشک‌ها راهی آشیانه» آغاز کرد.

جلسه نقد

در ادامه سمنانی ضمن خوشآمد گویی به مهمانان و حاضرین در جلسه توضیحاتی در مورد کتاب دلقک و شاعر دربار داد و تاکید کرد که این اثر اولین مجموعه‌ی شعر غیر طنز دکتر اسماعیل امینی است.

سپس مجری جلسه از ناصر فیض دعوت کرد که به عنوان اولین سخنران با تشویق حضار به روی سن بیاید.

فیض در آغاز سخنانش بابت تأخیر در شروع نشست از حاضرین در جلسه عذرخواهی کرد. طنزپرداز مطرح کشور با توجه به نام آخرین اثر امینی بیان کرد که شاید خیلی از مخاطبین فکر کنند که این اثر، اثری است که دارای محتوای طنزآمیز است که البته این تفکر، تفکر صحیحی است.

وی در این باره افزود: «بسیاری از شعرهای این کتاب، شعری است که مضامین اجتماعی دارد. به هرحال لبه‌ی تیغ انتقاد در سخن طنز به سوی مضامین اجتماعی است که در این کتاب بسیاری از این شعرها همین‌طور است.»

در ادامه نخستین سخن‌ران برنامه با آوردن مصداق‌هایی از کتاب، زبان شعر امینی را تحسین کرد. وی در مورد شعرهای نیمایی حاضر در کتاب، نگاه و زاویه‌ی دید امینی را در این قالب ستود و در این مورد گفت: «شاعر در این کتاب فرم را فدای مضمون و مطلب نمی‌کند. یعنی اگر قرار است حرفی زده شود به بهترین شکل این حرف را می‌زند.»

سپس سید وحید سمنانی با خواندن غزلی از دکتر اسماعیل امینی که به ساعد باقری تقدیم شده. از باقری دعوت کرد که با تشویق حضار به روی سن بیاید.

ساعد باقری پس از تشکر از دست‌اندر کاران جلسه برای تدارک نشست نقد و بررسی این کتاب در مورد آخرین اثر امینی بیان کرد: «اگر بخواهم نگاه اجمالی خود درباره‌ی کتاب بگوییم، باید گفت که این کتاب فراتر از حد انتطار است.»  وی در این‌باره اضافه کرد که این کتاب بسیار تحت تأثیر مرحوم سید حسن حسینی است.

وی افزود که در شعر امینی گاهی شکل کارهایی که پیشنیان می‌کردند  وشیوه‌هایی که آن‌ها استفاده می‌کردند، دیده می‌شود. باقری پس از خوانش شعر «غروب‌ها» در این باره گفت: «شعر امینی سازو کار قدمایی و پلان‌بندی امروزی دارد که این نکته امتیاز قابل ملاحظه‌ای به شعر امینی می‌دهد.»

ساعد باقری در ادامه به نقد دو غزل از اولین مجموعه‌ی شعر امینی پرداخت. به اعتقاد وی در شعرهای «در خزان» و «سهم من» ابیاتی وجود دارد که در خورشان دیگر ابیات این مجموعه نیست.

در ادامه سخن‌ران دوم برنامه در مورد شعرهای آیینی موجود در کتاب بیان کرد که غالباً شعرهای آیینی این کتاب با دیگر شعرهای آیینی روزگار ما متفاوت است که این خود نکته‌ای مثبت است. او دراین مورد اضافه کرد: «معمولاً شعرهای آیینی این کتاب، یا طوری آغاز می‌شوند که آدم انتظار آن را ندارد یا این پشتوانه‌ی قوی‌ای که در شعر "انسان را آفرید" دیده می‌شود را دارد.»

بعد از اتمام سخنرانی استاد باقری، سید وحید سمنانی مجری و کارشناس شعر از دیگر مهمان برنامه، جناب آقای مصطفی علی‌پور دعوت کرد که به نقد و بررسی مجموعه‌ی «دلقک و شاعر دربار» بپردازد.

علی‌پور درابتدا از حضور در این جلسه ابراز خوشحالی کرد. پس از آن اذعان داشت که با توجه به صحبت‌های دو مهمان دیگر در مورد شعرهای کلاسیک مجموعه، ترجیح می‌دهد که در مورد شعرهای نیمایی حاضر در این کتاب و ساختمان آن‌ها حرف بزند.

علی‌پور پس از بیان این نکته که قصد ندارد در مورد معنا و فکر امینی در این مجموعه‌ی شعر صحبت کند. سخنان خود را در باب ساختار شعرهای نیمایی دکتر امینی این‌چنین آغاز کرد: «شعر نیما بیش از هرچیزی روی دو اصل خیلی مهم، یکی نشانه‌های شعری و دیگری ابهام، استوار است.»

وی پس از بیان این  که در شعرهای نیمایی امینی این دو اصل به کرات دیده می‌شود این نکته را نقطه‌ی قوت شعرهای نیمایی دکتر اسماعیل امینی دانست.

در ادامه مصطفی علی‌پور پس از نقد شعر نمیایی «جلاد» و بررسی ابهام‌ها و نشانه‌ها در این شعر. به نقد ساختار این نیمایی پرداخت و در این باره بیان کرد که نوع تقطیعی که در این شعر دیده می‌شود نمی‌تواند تقطیع صحیحی باشد. او پس از آوردن مصداق‌هایی دیگر درباره‌ی تقطیع در شعر نیمایی از دیگر شعرهای نیمایی این کتاب. به صحبت‌های خود پایان داد.


  • سید وحید سمنانی

به نور چشمم؛ دخترم روژین

عیدانه

برگ تقویم تازه شد اما در شگفتم بهار پیدا نیست

من گمم در بهار بی‌لبخند، یا که لبخند سهم لب‌ها نیست؟

ابروی ابرها گره خورده، پلک خورشید لمس و افسرده

شب مدام است و روز پژمرده، هیچ شوقی برای فردا نیست

لکنتی کهنه در گلو مانده‌ست، ارغوان نشسته در گُل را

برگ‌ها لال مانده‌اند، آیا شاخة خون گرفته گویا نیست؟

مثل افسانه‌های وارونه هیچکس راوی خودش نشده‌ست

چشم شیرین دچار مجنون است غیر خسرو اسیر لیلا نیست!

***

دخترم! سال‌های پیش از این، می‌َشد از گل به تازگی برسی

دوست دارم دوباره... اما نه! دوست دارم دوباره... اما نیست_

شور و حالی که بی‌گمان بوزم، ‌سمت فردای سبز فروردین

سمت ای کاش‌های دور از دست، سمت آن روزها که رویا نیست

سمت آن روز‌ها که رویا شد، ‌پشت شب‌های بی‌طلوع... ای خوب!

بگذر از شرح حال کابوسم، جای تشریح یا که حاشا نیست

زندگی اتفاق میمونی‌ست، زشت و زیبا لطیفه‌ای جدی

کاش سهم تو زشتی‌اش نشود، سهم من هرچه هست زیبا نیست

لیلی رودهای مجنون باش، تا به دریا عنایتی نشود

مقصد رودهای دیوانه، جز خزیدن به سمت صحرا نیست

کوله‌بار شتاب را بردار، تا به خورشید بی‌گمان برسی

صبح وقتی دروغ می‌گوید لایق ماندن و تماشا نیست

عیدانه

  • سید وحید سمنانی

این غزل را که رنگ و بوی غزل برادر عزیزم مبین اردستانی را دارد به خود او تقدیم می‌کنم...


باران گرفت نم‌نم و نو شد نوای تو 

دست خیال می‌بردم پا به پای تو 

گل کرد ذوق چتر و دلش باز تر شد و...

چک‌چک نوشت با نت باران برای تو 

پژواک گام و کوچه و باران شنیدنی‌ست

زیباتر از ترانه‏ ی این‌ها صدای تو 

یادش بخیر! شنبه ی عشقی که جمعه شد

تقویم دم گرفت مرا در عزای تو 

مفعول و فاعلات و دلت را شکست شعر

سنگی شدم به آینه ی های‌های تو 

باران پس از تو چتر مرا لال‌لال خواست

چتری شکسته‌ام که ندارد نوای تو 

من شمعی‌ام که بی‌تو مجوز گرفته است

پروانه را عزیز بدارد به جای تو 

***

بی تو چه ابر می‌گذرد روزهای من

بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟

چتر
  • سید وحید سمنانی

   تابستان 91 بود که بعد از تهیة نسخه‌های خطی دیوان اهلی ترشیزی بر آن شدم تصحیحی از آن ارائه دهم. کار تصحیح و مقابله زمان زیادی نبرد اما اطلاعات آشفته و غلطی که ترجمة احوالش را تحت تأثیر قرار داده بود کار تحقیق و نگارش مقدمه را به درازا کشاند. چند روز پیش درحالی‌ که به ویرایش نهایی دیوان مشغول بودم مطلع شدم جناب آقای دکتر مرتضی چرمگی عمرانی با همکاری دو نفر دیگر این دیوان را تصحیح و منتشر کرده است. علی‌رغم زحمت زیادی که تا امروز برای این کتاب کشیده‌ام و با وجود مرارت‌هایی که برای تحصیل نسخه‌های خارج از کشور متحمل شده‌ام با خود عهد بستم اگر ارائه دکتر عمرانی کاری درخور باشد از انتشار دیوان مصحح خودم صرف‌نظر کنم؛ زیرا همان‌طور که در پیشگفتار دیوان مصحح خویش نوشته‌ام هدفم از این کار تنها خدمت به زبان فارسی بوده است. با این توضیح مصمم شدم اگر این مهم با دست توانای محقق دیگری حاصل آمده باشد فکر انتشار مصحح خود را از سر به در کنم و دل‌خوش از تجربه‌های به‌دست‌ آمده در مسیر تصحیح دیوان اهلی، لذت کشف مطالب و خستگی شب‌-بیداری‌های مداوم در تدوین دیوان این دیوان را به خاطره بسپارم و کارهای نیمه‌ تمام دیگری را که در دست دارم به انجام برسانم. این تصمیم را در حالی گرفتم که بسیاری معتقدند هر تصحیح و تحقیقی می‌تواند دریچة تازه‌ای از شعر و قوت ادبی شاعران را به نمایش بگذارد، با این‌ وجود آشفته کردن بازار کتابی که خریداری عام ندارد شاید کار پسندیده‌ای نباشد و در هر صورت در جغرافیای اخلاق علمی من جایی ندارد. 

    اگرچه تا به‌ حال دکتر عمرانی را ندیده‌ام اما با روش کار و قوت و ضعف کارش در حوزة تصحیح دیوان شاعران، بیگانه نیستم. پایان‌نامة دکتری ایشان تصحیح دیوان ولی دشت بیاضی است و چون این شاعر در بازة زمانی حیات اهلی می‌زیسته این کتاب را که پیش‌ از این منتشر شده دقیق خوانده بودم. و انصافا مطالعة آن کتاب خالی از فایده نبود؛ زیرا بی‌تعارف تلاش دکتر عمرانی برای تهیة نسخه‌های خارج از کشور و افزودن مقدمه و تعلیقات تقریباً مفصل بر آن کتاب، آن تصحیح را در ردیف کارهای مورد قبول سال‌های اخیر خصوصاً در حوزة دیوان شعرای متقدم قرار می‌دهد؛ کتاب‌هایی که کمتر محققی دل به تصحیح و تدوین آن می‌دهد.

    دیروز در نمایشگاه کتاب تهران مصحح ایشان از دیوان اهلی را تهیه کردم و بعد از رسیدن به خانه با وجود خستگی تا پاسی از بامداد تمام کتاب را از نظر گذراندم.

اهلی

    هرچه بیشتر می‌خواندم بیشتر تعجب می‌کردم و هرچه بیشتر تأمل می‌کردم متوجه اشکالات عمیق‌تری می‌شدم. اشکالات این کتاب آن‌قدر فراگیر و همه‌ جانبه است که حقیقتاً نمی‌تواند کار یک نفر باشد! مقدمة این کتاب به‌ هیچ‌ عنوان پی‌رنگ علمی ندارد و تقریباً سرسری‌تر از این نمی‌شود کاری را سامان داد. مقدمة این کتاب خالی از هرگونه تحقیق و تأمّل عالمانه است و بدون آنکه قصدم تخریب زحمات مصححین آن باشد باید بگویم ای‌ کاش بدون مقدمه منتشر می‌ شد؛ زیرا مقدمة ایشان نه‌ تنها کپی و تجمیع اشتباهات ماضی از زندگی و شعر این شاعر است بلکه بر میزان اشتباهات نیز افزوده است. از آنجا که این اطلاعات غلط در مقدمة دیوان این شاعر قرار گرفته است بدون شک در میزان تأثیرگذاری و  سرعت اشاعة آن‌ها موثر خواهد بود.

    میزان اشتباهات این کتاب به مقدمة آن محدود نمی‌شود و مصححین عملاً کتاب را تصحیح نکرده‌اند و هرچه را که کتّاب بی وقوف در نسخه‌های موجود به اهلی نسبت داده‌اند بی‌هیچ تأملی در متن مصحح خود وارد کرده‌اند. این عمل هم بر حجم کتاب افزوده است و هم بر میزان اشتباهات آن‌ها.

    کاش حالا که دکتر عمرانی با سمت دانشیار در کسوت استاد دانشگاه خدمت می‌کنند با دقت و وسواس بیشتری به این دیوان می‌پرداختند تا شأن علمی خود را حفظ کنند. با تواضع فراوان و از سر خیرخواهی به ایشان توصیه می‌کنم بعد از این اجازه ندهند نامشان بر پیشانی کتابی بنشیند که هیچ رنگ و بویی از تحقیقی عمیق و علمی ندارد؛ زیرا با ارائه چند تصحیح دیگری ازاین‌دست مطمئناً محققان به آثار دیگر ایشان نیز بدبین خواهند شد و نام ایشان در شمار کسانی قرار خواهد گرفت که نه اهل تصحیح که اهل تسهیل و تسریع‌اند!

    امیدوارم فرصتی دست دهد تا نقدی بر این کتاب بنویسم. در آن صورت پس از انتشار آن را در این وبلاگ نیز ارائه می‌کنم و امید دارم که با ارائه آن مقالة مستند، مخاطبین این گفتار را محصول عناد و بغض ندانند.

     با این توضیح باید بگویم: این روایت همچنان ادامه خواهد داشت!


  • سید وحید سمنانی